تبليغاتX
گزرو نیوز
گزرو با کسر "گ" و "ر" واژه ایست کاملا محلاتی به معنای چوب گردو روب

عکس از قاسم نیوز!       

 نظر سنجی مهم!!

        باتوجه به قحط الرجال شایع در مملکت! و احتمال فرماندار شدن غلام شهردار!توسط مملی و جمعی از کسبه محل! و بالتبع خالی شدن میز خوشگل شهردار و همچنین با توجه به شیوع بیماری آنفلانزای مرغی و جنون گاوی و زکام افغانی در کشور و نیز با در نظر گرفتن همجواری ساختمان شهرداری و بیمارستان!،نظر مثبت خود را در خصوص شهردار شدن یک آمپول زن وبلاگ نویس که ۲سال هم درس پرستاری خوانده اعلام نمائید.

         خواهشمند است بدون اینکه به نام کسی اشاره بکنید! در قسمت نظرگاه وبلاگ نظر بدهید.

         ضمنا به دو نفر از کسانی که نام آقای رئیس اکبری را بنویسند به قید قرعه جایزه ویژه ای از طرف وبلاگ محلاتیها داده می شود!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 18:29  توسط یه بچه ملاتی   | 
  

     ظاهرا انتشار خبر موثر واقع شدن طومار حمایت از نیروی انتظامی، حامیان بومی! فرماندار دو پا در لب گور  دارقوز آباد را نیز به تکاپو واداشته تا خدای ناکرده وی در این آخر عمری با پستی کمتر از فرماندار با زن نشست نگردیدندی.

      فرماندار خوش کلام دارقوزآباد که گویی رکورددار ربودن گوی خدمتگذاری در تمامی دول قبلی در قریه سلطان آباد بودندی و حسب ادعای راپورتچی دربار اخیرا به درجه امین الحکامی خلفای راشدین نیز نائل آمده بود، درحالی که می آمد تا با بقائ خود در دارالخلافه دولت همایونی احمدی نژاد ،نام خود را در کتاب رکوردهای گینست ثبت و چون علی دایی اسطوره ای ماندگار گردد،به ناگاه در میانه راه با میدان چنار تصادف و در مقابل آبروئه ای تبارهای مقیم پا چنار، پشت به آسمان نقش برزمین گردید.

      گفته می شود شدت جراحات به حدیست که چنار مله بالا را از وسط دونیم کردندی و علاوه بر رئیس اکبری دودوزه باز! شیخ استاندار دوست مکتب القرانی ها را(م ش) نیز از برای جمع کردن تکه های چنار و ... سراسیمه با زیر شلواری و پا برهنه از اراک راهی محلات کردندی،چنان که روایت شده تا حاجی آباد نرسیده دو دست جوراب حرام نمودندی.

      خبر پراکنان فلان فلان شده همچنین در ادامه آورده اندی که در پی این حادثه ،فرماندار دارقوزآباد که در اینجا به اختصار فرماندار خطاب می شود ،زنخدان(چانه) شهردار را گرفتندی که اگر اجداد توی فلان فلان شده این چنار عظیم الجثه را در وسط خیابان به این مهمی! لای آسفالت نمی کردندی امروز ابهت ما در مقابل مسجد پاچنار این چنین مخدوش نمی گردیدندی که نیاز به جمع و جور کردن طومار به نام مردم برای اعاده اعتبار خود باشیم.

      همچنین آورده اند که وی این مطلب را گفته و گفته:ای نامرد غلامان! قرار شد اگر من برای خود پست بالاتری در استان اختیار نمودم آنگاه جای خود را به شما بدهم ،تا بدین طریق هم ما بدون پست از دنیا نرویم و هم شما کوه نشین!شده و هم حال شیخ نماینده تان گرفته شود ،نه اینکه هنوز هیچی نشده چون ...دوپایی لگد پرانده و سرنگونم کنید.

      وی که گفته شد در همین بین کاهنان معبد آمون را نیز به خاطر عدم پشتیبانی از وی در از پا در آوردن شیخ اعظم مسجد پاچنار به باد ناسزا گرفته بود در ادامه گفت :حیف آن همه جلوسی که جمعه ها در امام زاده کردیم و صف اولتان را پر کردیم!.پس چه شد آن همه وعده های حمایتتان،چرا آن وقت که در اطاعت اوامر عالی از پیوستن محلات به قم ممانعت کرده و شیخ بیچاره مجلس نشینتان را سکه یک پول کرده و چونان ... در مقابل اراکی ها تنهایش گذاشتیم ،به رفتنمان رضایت نمی دادید !؟حال شما را چه شده که نوچه های خودمان را به جانمان می اندازید!؟

      آورده اند که طبق معمول فرماندار اضافه افاضه نمود که خود خدا شاهد است هیچ فرمانداری تا کنون به اندازه من برای "محلاتی ها" حرف نزده است(با وبلاگ محلاتی ها اشتباه نشود) و رتبه رضایتمندی تیم کاری بنده بالاخص معاون کاردان من! جزئ ده فرمانداری اول استان مرکزی بوده! از حرفهایی که من در مورد امور عمرانی زدم،حرفهایی که در مورد امور فرهنگی زده ،حرفهایی که در مورد صنعت توریسم و گردشگری زدم، تا حرفهایی که در مورد تعامل با مسولین شهرستان زدم،همه و همه گواه توان اجرایی و مدیریتی بنده می باشد.

      او در پاپان گفت اگر عده ای منتظرند تا ما در اثرفشارها تسلیم شده و استعفا بدهیم کور خوانده اند، ما فرزندان مکتب وزیر فقیدی !هستیم که تا رو ! در بدن داشت از مقاومت در مقابل نماینده گان  دست بر نداشت و ما هم به تبعیت از آن بزرگ استاد مکتب نرفته!تا همه جا را به ... نکشیم دست از مقاومت برنخواهیم داشت.(در این لحظه مردم با صدای بلند گفتند الهی که امیدواریم که آمین!!)

      ما هم از خداوند متعال برای ایشان آرزوی موفقیت و برای مردم طلب صبر ایوب می کنیم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 23:24  توسط یه بچه ملاتی   | 

پلیس مریخ در حال انجام وظیفه      به گزارش واحد سیاسی گزرو نیوز در راستای دیدن نیمه پر لیوان! جمع زیادی از محلاتی هایی که هنوز دزد به خانه یا مغازه شان دستبرد نزده  با امضای طوماری مراتب تقدیر و تشکر خود را ازنیروی انتظامی کره مریخ! ابراز داشتند.

     قرار است این طومار که تا لحظه مخابره این خبر به امضای بیش از 6 نفر از شهروندان رسیده ،در مراسمی به همراه یک دانه فوق دیپلم افتخاری غازچرانی از سوی وزیر کشور! و حدود ۲۰۰ عینک ته استکانی! برای پرسنل واجد شرایط آن نیرو!،با حضور کلیه مسوولین لشگری و کشوری توسط نماینده امضا کنندگان که از توانخواهان مجتمع توانخشی شورآباد! می باشد جهت اعطا به فرمانده دلیر و با اعتماد به نفس این نیرو تقدیم نماینده دفتر حافظ منافع آن در محلات گردد و به پاس تلاشهای ستودنی آنان که آبروی خود و نظام را در این راه به فنا دادّه و شهره آفاق شدند از مورخه ۱۵ آبان سال جاری نیروهای انتظامی سراسر ایران و کره مریخ کلاه خود را ۱سانت بالاتر بگذارند!

      همچنین قرار شده  به پیشنهاد نیروی انتظامی و "شورای با بخار" شهر محلات و با هماهنگی انجام شده توسط کربلایی قاسم رئیس اکبری، کمک های این هفته  نماز جمعه های تهران و کلیه مراکز استانها جهت جبران خسارت ناچیز جمعی از شهروندان مال باخته محلاتی( که تا این لحظه آمار دقیقی از آنان در دسترس نیست) اختصاص یابد و مابقی نیز از محل کمک های مردمی زلزله بم جبران گردد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 13:12  توسط یه بچه ملاتی   | 

تصوير بخشي از باقالي ها!!        باخبر شديم  شيخ آبروئه اي مله بالا نشين که اخيرا هم بها رستان نشين گرديده در اقدامي انتحاري و عجيب در مقابل  سکوت نکبت بار مجلس نشنان، با امضاي پيش نويس استيضاح وزير خالي بند پا در بازي خطرناکي نهاده که هر چند نتيجه اش هر چه باشد او را که حسب قولي وظيفه انگارانه  تصميم گرفته را باکي نيست ولي خدا به داد رغصا برسد که غير مستقيم دوست داشت بگويد من با نامه  تاثير گذارم! شيخ را در اين به ظاهر هچل انداختم ...

       ..... کافيست که راپورتچي معرکه! شصت کردان اعظم را از اين همت دلسوزانه خبردار وسفارش سنگ قبر او را هم از سوي وزارت کش+ور بدهد و حالا خر بيار و باقالي جمع کن!..

      .....و آن روز است که احتمالا در محلاتي ها خبر بزنند که درزي(خیاط) نيز در کوزه افتاد! و حضرت رغصا هم از شورا!! لغو عضويت شد تا با فراغ بال آن روزي نيم ساعت باقي مانده را نيز وقف وبلاگ نگاري و انعکاس مطالب وبلاگ فضول اراکی در وبلاگ خود نمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 1:41  توسط یه بچه ملاتی   |